a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
خانهماهنامهآذر۹۹پرتره آذر 99هادی مرزبان در گفت وگو با دفتر سینمایی

هادی مرزبان در گفت وگو با دفتر سینمایی

هادی مرزبان در گفت وگو با دفتر سینمایی

هادی مرزبان در گفت وگو با«دفتر سینمایی»:

 

مسائل اقتصادی سایه وحشتناکی روی تئاتر ایران انداخته است

کسانی برای تئاتر خطرناک هستند که مسیر خود را پیدا نکرده اند

 دوران تئاتر برای تئاتر گذشته است

تئاتر را عبادت می دانم

 نسل قدیم سینما دستآوردهای خود را در اختیار نسل جدید قرار داده است

 

 

 

هادی مرزبان کارگردان و بازیگر مطرح تئاتر و سینمای کشور است که در سال ۱۳۲۳ در شهر سبزوار در استان خراسان رضوی به دنیا آمد. مرزبان فارغ‌التحصیل رشته بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۵۲ است و فعالیت خود در تئاتر را از سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. وی همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد «طراحی و کارگردانی تئاتر» از «دانشگاه برونل انگلستان» است. بازی در سینما را نیز از سال ۱۳۶۵ با فیلم جنگل‌بان اثر «منوچهر حقانی‌پرست» شروع کرد. هادی مرزبان در طی چهار دهه ده اثر معروف اکبر رادی را روی صحنه برد. وی دارای نشان درجه یک هنری معادل دکتری می‌باشد.به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی وضعیت تئاتر و سینمای کشور«دفتر سینمایی» با هادی مرزبان گفت وگو کرده که در ادامه ماحصل این گفت وگو را می خوانید.

 

نسل جدید سینمای ایران با نسل گذشته چه تفاوت هایی دارد؟آیا نسل جدید غنای سینمای ایران را تقویت کرده یا تضعیف؟

در شرایط کنونی ورود به سینما راحت تر از گذشته شده است.اغلب کسانی که وارد سینما می شوند نیز به دلیل ظاهر مناسبی است که دارند. این افراد خیلی زاحت سینما و تصویر را به دست می آوردند و به همان سادگی نیز از دست می دهند.تفاوت سینماگران جدید با قدیم در این بود که سینماگران قدیم به مفهوم کلاسیک سینما نزدیک تر بودند.شرایط به شکلی بود که در گذشته مردم ستاره های سینما را با فرشتگان مقایسه می کردند و فکر می کردند این افراد قابل دسترسی نیستند.حتی بنده معتقدم کسانی که در سینمای آبگوشتی قبل از انقلاب نیز فعالیت می کردند خدمت بزرگی به سینما کردند.مهم ترین دستآورد این افرد این بود که سینما را به مردم معرفی کردند.اغلب این افراد نیز توانایی های ذاتی در زمینه سینما داشتند و محدود افرادی بودند که به دلیل ظاهر مناسب وارد سینما می شدند.

چرا برخلاف نسل گذشته که دارای کارگردان ها و بازیگران جریان ساز بود امروز این وضعیت در سینمای ایران وجود ندارد؟

کسانی که در مسیر صحیحی حرکت کردند و از طریق دانشگاه و تحصیل وارد حوزه سینما شدند برای کار خود ارزش قائل هستند. البته این افراد نباید خیلی زود همه چیز را فراموش کنند و تن به هر کاری بدهند.کسانی که برای کار خود  تلاش کرده اند دست به هر کاری نمی زنند. این در حالی است که کسانی که از این راه وارد نشده اند تن به هر کاری می دهند و عجله دارند.آینده سینما به دست کسانی است که از مسیر درست وارد سینما شده اند و در این زمینه تلاش کرده اند.

چرا سینمای ایران به مرور زمان از فیلم های محتوا محور به سمت فیلم های گیشه محور حرکت کرده است؟

من این دیدگاه را قبول ندارم که سینمای ما از نظر محتوا ضعیف شده است.نسل گذشته کار خود را در سینما و تئاتر انجام داد.بنده بیشتر خودم را تئاتری می دانم تا سینمایی. با این وجود معتقدم پس از انقلاب سینما جلوتر از تئاتر حرکت کرد.در آن مقطع زمانی ما با یک سینمای نوپا مواجه بودیم که مردم زیاد با آن آشنایی نداشتند.در چنین شرایطی هنرمندان موفق شدند مردم را به سینماها بکشانند.نسل قدیم دستآوردهای خود را در اختیار نسل جدید قرار داده است. نسل جدید نیز آثاری فاخری تولید کرده  و ما شاهد هستیم فیلم های نسل جدید در فستیوال های مختلف شرکت می کند و جوایز هم کسب می کند.فراموش نکنیم که دوربین های این کارگردانان در زمینه های اجتماعی تیز و زیرکانه عمل می کند.بنده معتقدم نسل جدید کار خود را به خوبی انجام می دهد.البته برخی افراد قلیل کساب کار هم در سینما وجود دارند که هر روز سر از یک جا در می آوردند که نمی توان کلیت سینما را به این افراد تعمیم داد.

تئاتر امروز ایران به چه میزان براساس نیازها و دغدغه های جامعه حرکت می کند؟

در تئاتر افراد متفاوتی وجود دارند.عده ای عاشق تئاتر هستند و اگر تئاتری را اجرا می کنند حرفی برای گفتن دارند و معتقدند به تماشاگر خود آگاهی می دهند.در مقابل برخی دیگر هستند که اسیر گیشه شده اند. البته بنده قصد تخطئه این افراد را ندارم.مسأله مهم که برای تئاتر کشور خطرناک است کسانی است که هنوز مسیر خود را پیدا نکرده اند و در اداو اصول ها گم شده اند.این افراد نه خودشان متوجه هستند چه کاری می کنند و تماشاگر می داند هدف این افراد چیست.هنگامی که با این افراد صحبت می کنید نیز مرتب از مفاهیمی مانند مدرنیته و پست مدرن صحبت می کنند. ای کاش این افراد این مفاهیم را به خوبی می شناختند و پس از آن به سراغ آن می رفتند. این در حالی است که چنین اتفاقی رخ نمی دهد.کسی که عاشق تئاتر است درد دارد،حرفی برای گفتن دارد و هیچ گاه دو دوتا چهار تا  برای ورود به تئاتر نمی کند.بنده به اندازه ای برای تئاتر تقدس قائل هستم که هیچ عبارتی بهتر از عبادت برای آن پیدا نمی کنم.بنده تئاتر عقیم را قبول ندارم و معتقدم دوران تئاتر برای تئاتر و هنر برای هنر گذشته است.

مسائل اقتصادی به چه میزان بر تئاتر ایران سایه افکنده است؟آیا دغدغه های اقتصادی کیفیت ئتاتر های امروز را کاهش داده است؟

مسائل اقتصادی سایه وحشتناکی روی تئاتر ایران انداخته است.ای کاش شرایط به شکلی بود که هیچ کدام از اهالی تئاتر دغدغه دستمزد بازیگران و عوامل تهیه کننده تئاتر را نداشتند.بدون تردید اگر دغدغه های اقتصادی برای اهالی تئاتر وجود نداشت زمینه برای شاهکارهای بزرگ در تئاتر ایران فراهم می شد.بنده معقتدم بزرگترین چالش تئاتر ایران پول و سرمایه است.کارگردانان تئاتر نباید مرتب به این فکر کند که آیا می تواند در پایان تئاتر دستمزد بازیگران خود را پرداخت کند یا خیر.در شرایط کنونی نیز شیوه ویروس کرونا مشکلات تئاتر را بیشتر کرده است.وضعیت به شکلی است که بسیاری از اهالی تئاتر در دوران کرونا با مشکلات اقتصادی برای تأمین زندگی خود مواجه شدند.یکی از پیشنهاداتی که در این زمینه ما ارائه کردیم این بود که با همکاری صداوسیما و حوزه هنری در دوران کرونا به جای تئاتر تله تئاتر ساخته شود و از تلویزیون پخش شود تا هم این هنر فراموش نشود و هم اینکه از نظر مالی یک نوع کمک به دست اندرکاران تئاتر شود که تاکنون این اتفاق رخ نداده است.

مصاحبه کننده :‌احسان انصاری

به اشتراک گذاشتن با :
برچسب ها
امتیاز به این مقاله
بدون نظر

پیام بگذارید