a
به وب سایت مجله دفترسینمایی خوش آمدید
خانهاخبارنامه به کسی که به وعده گاه نیامد!…

نامه به کسی که به وعده گاه نیامد!…

نامه به کسی که به وعده گاه نیامد!…

در باب «دردنامه» استادپرستویی به رییس جمهور؛

نامه به کسی که به وعده گاه نیامد!…

احسان انصاری-دفتر سینمایی:

هنوز صدای شعارهای مردم در خیابان ها به گوش می رسد.

هنوز همان مکان هایی که در شهر پاتوق حامیان روحانی بود یادآور روزهایی است که قشر فرهیخته نهالی می کاشت به امید فردایی بهتر.

در همین روزها بود که بازیگران و کارگردان های سینما پا به میدان گذاشتند و ازرویکرد اعتدالی در مقابل رادیکالیسم و تندروی دفاع کردند.

حضوری گرم و صمیمی که نشان از تعهد اجتماعی و فرهنگی سینماگران می داد.در این مسیر آبروی افراد زیادی خرج شد.

هنوز سخن استاد مشایخی را به خاطر داریم که در جلسه با رییس جمهور منتخب گفت:«اگر روحانی رییس جمهور نمی شد ایران را ترک می کردم و در کشور دیگری زندگی می کردم».

با تلاش و حمایت هنرمندان و فرهیختگان جامعه در نهایت آقای روحانی به ریاست جمهوری رسید و امیدها نسبت به آینده بیشتر شد. با این وجود دیری نپایید که ورق برگشت و بین روحانی قبل از۹۶ با روحانی بعد از۹۶ فاصله افتاد.

هر چه بیشتر می گذشت این فاصله بیشتر می شد تا اینکه در سال ابتدایی دولت بسیاری از هنرمندان نسبت به رویکرد دولت انتقاد کردند.

کار به جایی رسید که برخی نیز از حمایت از روحانی در انتخابات ابراز پشیمانی کردند.

در چنین شرایطی مخالفان دولت از فرصت استفاده کردند و با موج سواری با پشیمانی سلبریتی ها و هنرمندان دولت حسن روحانی را تحت فشار قرار دادند.

تنگناهای بین المللی و داخلی دولت حسن روحانی بر کسی پوشیده نبود و مردم درک می کردند کار کردن در چنین شرایطی همراه با چه چالش هایی است.

با این وجود آنچه مردم و به خصوص هنرمندان را آزار می داد عدم اراده دولت برای مقابله با چالش ها و پاسخ به مخالفان بود. گویا دولت اراده خود در جهت تحقق وعده های داده شده را به کلی از دست داده بود.

اتفاقی که برای جامعه فرهنگی کشور گران آمد و پس از مدتی با سایر اقشارجامعه نسبت به عدم جدیت دولت در مطالبات فرهنگی و اجتماعی همراه شدند.

در چنین شرایطی روحانی نیز در عمل به جای اینکه در وسط میدان باشد خود را از چشم انظار دور کرده بود تا مجبور به واکنش نشود.

گمانه زنی های زیادی درباره این رفتار صورت می گرفت از جمله اینکه حسن روحانی حاضر نیست آینده سیاسی خود را درگیر کشمکش با مخالفان و هزینه دادن برای حامیان خود کند.

نتیجه اما آن شد که نباید می شد و بین دولت حسن روحانی و حامیان فرهنگی اش فاصله ایجاد شد و پایگاه فرهنگی وی ریزش پیدا کرد.

در ماجرای گران شدن قیمت بنزین بار دیگر هنرمندان به صحنه آمدند و خواستار لغو این تصمیم شدند که در نهایت بدون واکنش مناسب از سوی دولت این خواسته نیز مورد توجه قرار نگرفت.

انتقاد هنرمندان نسبت به دولت آقای روحانی پس از مدتی شکل طنز به خود گرفت که بیشتر در شبکه های اجتماعی مطرح می شد تا در نهایت عمر دولت حسن روحانی رو به پایان رسید.

در چنین شرایطی بود که نامه استاد پرستویی به حسن روحانی بیش از آنکه شبیه نامه یا پیغام باشد شبیه «دردنامه» بود.

پرویز پرستویی در نامه خود به رییس جمهور روزهایی را به خاطر وی آورد که بذر امید در دل مردم می کاشت اما امروز که اندک زمانی تا پایان دولتش باقی نمانده مردم چیزی به جز ناامیدی درو نمی کنند.

پرستویی در بخش هایی از نامه خود با بغضی فروخورده می نویسد:« در این یک ‌ساله شیوع کرونا که همیشه در هیئت دولت با فاصله و رعایت پروتکل‌ها می‌نشینید و برنامه‌های آنلاین می‌گذارید.بنده و گروه‌مان، قهرمانان یا بهتر بگویم پهلوانان کشور و جهان با کمک‌های مردمی سفرهای دوره‌ای گذاشته‌ایم.برای توزیع ارزاق، ساختن درمانگاه، ساختن خانه برای کپرنشینان، ساختن مدرسه، پروتز برای دست‌های قطع شده توسط گاندوها.کل کشور را دور زدیم و می‌زنیم.آنچه مشاهده کردیم، فقر مطلق، بی‌خانمانی و بیکاری، بی‌آبی، بی‌هویتی (فاقد شناسنامه، کارت ملی، یارانه) نداشتن مسکن، درمانگاه ،مدرسه و تغذیه بیداد می‌کند.برای اثبات این حرف‌ها در این روزهای آخر ریاست تان یک سفر همراه ما میهمان باشید.با لباس شخصی، شک ندارم که اصلا شما را نمی‌شناسند، چرا؟ چون برق ندارند که تلویزیون داشته باشند.بیایید و از نزدیک ببینید که چه کارهایی می‌توانستید بکنید و نکردید و یا به گوشتان نرسیده». این نامه بدون شک در تاریخ ماندگار خواهد شد و خط بطلانی خواهد بود به شعارهای کسانی که در دوران انتخابات از سرمایه اجتماعی خود بالا می روند اما پس از مدتی به آنها پشت می کنند.

به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
بدون نظر

پیام بگذارید